| |
| دوشنبه 19 دی ماه سال 1384 |
| تاریخ را به خاطر بسپار |
این روزها به گونهای دربارهی دیدگاههای بنیانگذار انقلاب اسلامی نظریهپردازی میشود که گویی از رحلت امام خمینی چند ده سال میگذرد. شاید آنان فراموش کردهاند 14 خرداد 68 چندان زمان دوری برای افکار عمومی ایران نیست. درصد قابل توجهی از مردم ایران ایام رهبری امام خمینی را در خاطر دارند و نیازمند تفسیر عدهای با برداشتهای خاص از اندیشههای وی نیستند. چه خود شاهد سالهای رهبری وی در ایام بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بهمن 57 بودهاند و کاملا مطلعند که نظر بنیانگذار انقلاب دربارهی نقش مردم در حاکمیت چگونه بود. این روزها گروهی به پرچمداری آیت ا... مصباح یزدی از نظریهای صحبت به میان آوردهاند که نتیجهی آن عدم پایبندی امام خمینی به رای و نظر مردم تعبیر میشود. آیت ا... مصباح یزدی که بعد از پیروزی دکتر احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری نامش بیش از گذشته (از خرداد 76 به این سو) بر سر زبانها افتاده و مطالب گوناگونی به نقل از وی در حکم توصیه و پیشنهاد و راهبرد به دولت نهم اعلام میشود. اما آنچه این روزها باعث واکنش دهها نفر از فعالان سیاسی اعم از راست و چپ، روحانی و غیرروحانی شده است به تفسیری باز میگردد که اخیرا از سوی یکی از شاگردان آیت ا... مصباح یزدی مطرح شده مبنی بر اینکه امام خمینی اعتقادی به جمهوریت نداشته است و بیشتر اعتقادش به حکومت اسلامی بوده تا جمهوری اسلامی و ... آیت ا... مصباح یزدی طی سالهای گذشته هیچ ابایی نداشته که از نظریاتش استنباط تعارض بین اسلامیت و جمهوریت شود. دو مکتبی که بیش از ربع قرن گذشته در ایران آمیخته به یکدیگر بودهاند. اعتقاد به دیدگاههایی از قبیل آنکه حتا اگر انقلاب با حضور مردم به سرانجام رسیده اما بعد از آن رهبران باید در راه اسلام ناب (با تفسیری مشخص) حرکت کنند که در این راه آرای مردم و برگزاری انتخابات هم فقط به عنوان یک وسیله برای رسیدن به هدف اصلی رهبر و رهبران در حکومت اسلامی است. اما 27 سال بعد از پیروزی انقلاب تاکنون دهها بار روایت موضعگیری امام خمینی دربارهی چگونگی تعیین نام حکومت آینده در ایران بعد از فروپاشی نظام شاهنشاهی اعلام شده است اینکه امام خمینی تاکید کرده است فقط <جمهوری اسلامی> نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر و یا اینکه ایشان بر روی کلمهی جمهوری دموکراتیک اسلامی و یا حکومت اسلامی خط کشیده است شکل و محتوای حکومت، مد نظر بنیانگذار انقلاب اسلامی قبل از سال 57 تعیین شده است و از نظر نزدیکترین یاران وی همچون مهدی کروبی کمترین خدشهای به آن وارد نبوده و نیست و جمهوری اسلامی همان حکومتی مد نظر امام بوده است. به جز مردم که خود نحوهی زمامداری امام خمینی را احساس کردهاند، حافظهی تاریخی دستهای که بعد از پیروزی انقلاب در سمتهای مختلف از نزدیک با امام خمینی در ارتباط بودهاند علیه جریانی شده است که بنیانگذار جمهوری اسلامی را بیاعتقاد به آرای مردمی نشان میدهد. حافظهی تاریخی این عده امروز از جریان سازان اعتقاد و بیاعتقاد به جمهویت در کنار اسلامیت ابتدا از نقش شان در پیروزی انقلاب و عدم حضور در کنار رهبر انقلاب قبل از بهمن 57 و حتا یک دهه بعد از پیروزی انقلاب میپرسند و اینکه چگونه امروز به تفسیر نظریههای وی نشستهاند؟ و سپس به یادآوری شواهد متعددی میپردازند که تردیدی در نظر امام خمینی در مورد تاثیر رای مردم در حکومت تحت امر وی وجود نداشته باشد. و تاکید وی بر جمهوریت همواره در کنار اسلامیت حکومت ایران طی حدود یک دههای بوده که با عنوان رهبر انقلاب اسلامی ایران فعالیت کرد و هیچ گاه تنها رای مردم را برای مشروعیت بخشیدن به حکومت نخواسته بود. هر چند منتقدان نظریههای آیت ا... مصباح یزدی معتقدند که همه آزادند که نظرات خودرا در مورد قالبها و اشکال حکومت ابراز کنند اما نباید این حق را برای خودقایل باشندکه نظرات خود را به بنیانگذار جمهوری اسلامی نسبت دهند. چون هنوز سالیان درازی از رحلت امام خمینی نگذشته است و علاوه بر چند میلیون نفری که دوران رهبری امام خمینی را به یاد دارند دهها تن ا زنزدیکترین یاران و معتمدان وی در قید حیاتند و میتوانند شاهدان زنده افکار امام خمینی باشند و همین افکار عمومی وفعالان سیاسی نیز فراموش نکردهاند که نظریه پردازان مدل حکومتی امروز، خود دیروز و دیروزها چه نقشی در پیروزی انقلاب و ثبات آن تا امروز داشتهاند.
|
|
| |
| دوشنبه 19 دی ماه سال 1384 |
| معرفی کتاب |
آماتورها دونالد بارتلمی ترجمه: روحی افسر
"مدتها بود بعضی از ماها دوستمون کلبی رو به خاطر رفتاری که در پیش گرفته بود تهدید میکردیم. و حالا که دیگه از حد گذرانده بود تصمیم گرفتیم دارش بزنیم. کلبی اعتراض کرد که صرف اینکه از حد گذرونده (انکار نمیکرد که از حد گذرونده) دلیل نمیشه به دار آویخته بشه. کلبی گفت از حد گذراندن کاری یه که همه بعضی وقتها مرتکبش میشن. ما به این استدلال چندان توجهی نکردیم. از کلبی پرسیدیم که دوست داره موقع دار زدنش چه نوع آهنگی نواخته بشه. گفت که باید دربارهش فکر کنه و ..." پنجمین کتاب دونالد بارتلمی نویسندهی شهیر آمریکایی که بعضی منتقدان بهترین و نخستین داستانهای پست مدرن را به او نسبت میدهند با ترجمهی روحی افسر، انتشار یافته. این کتاب شامل بیست داستان کوتاه است که در 165 صفحه توسط موسسهی انتشاراتی کلاغ سفید در سال 83 روانهی بازار کتاب شده است. هرچند بارتلمی، 10 مجموعه داستان و چهار رمان و چندین اثر غیرداستانی را در طول حیات 58 سالهاش و قبل از آنکه سرطان از پای درآوردش در آمریکا به رشته تحریر درآورده بود اما در ایران عمدتا تک داستانهای کوتاهش در مجلات ادبی به چاپ رسیده و تمام آثارش به فارسی ترجمه نشده است. اما در مجموعه داستان آماتورها، بیست داستان کوتاه با میانگین هر داستان حدود هفت صفحه، با این نامها ترجمه شده است: کار ما و اینکه چرا به این کار مشغولیم، زخم، خیابان شصت و یک غربی شماره 110، بعضی از ما دوستمان کلبی را تهدید میکردیم، مدرسه، در آغوش گرفتنی استثنایی، من یک شهر کوچک خریدم، توافق نامه، گروهبان، بعدش چی، زن اسیر، و بعد، خارپشتها در دانشگاه، تجربهی آموزشی، کشف، ربکا، معرف، عضو جدید، توبه شجاعت ونسان ون گوکی و در آخر عصر مکانیکی. دونالد بارتلمی، هم آغازگر راه جدید در ادبیات داستانی (اواخر قرن بیستم) ابتدا آمریکا و سپس دنیا بود. نگرش نو که در تمام بیست داستان ترجمه شده در آماتورها شاهدش هستیم. یک راوی قهار که در داستان کار ما و اینکه چرا به این کار مشغولیم، کارگر - یک چاپخانه است که به دقیقترین شکل ممکن فضای کار در آن جا را برای خواننده در کوتاهترین زمان ممکن تصویرسازی میکند و در زخم، مانند یک نمایشنامه صحنههایی در مقابل دیدگان خواننده مجسم میکند که بعد از زخمی شدن یک گاو باز روی میدهد و در داستان کوتاه من یک شهر کوچک خریدم به جلد سرمایهداری درمیآید که با خرید یک شهر درصدد برمیآید که ایفاگر نقش خدا باشد و به این منظور ابتدا خانههای مردم را خراب میکند و آنان را در هتلی اسکان میدهد که هیچگاه قادر نبودند به دلیل قیمت زیاد هتل گالوز در آن جا اقامت کنند. به جای خانههای ساکنان چهارراهI درخت کاشته میشود و پارک ... مردم میتوانستند در پارک بنشینند، یا کارهایی از این قبیل میرفتم و تماشایشان میکردم که در پارک نشستهاند. هنوز هیچی نشده مرد سیاهی پیدا شده بود که تومبا میزد، از این طبلها بیزارم. خواستم به او بگویم که دست از زدن آن تومباهای لعنتی بردارد اما با خودم گفتم، نه درست نیست. تو باید به او اجازه بدهی اگر دلش خواست تومباهای لعنتیاش را بزند، این جزو بدبختیهای دموکراسی است که من هم آبونهاش شدهام ..."با وجود آنکه تمام تلاش مرد ثروتمند بر این امر استوار بود که برای انجام تغییرات خلاقیتی به خرج ندهد اما وقتی برای ساکنانی که حالا در هتل زندگی میکردند خانههای جدید ساخته شد و پارکینگ و ... و در حالی که مرد خود را خدای شهر جدید میدانست و با خود تکرار میکرد که: یه شهر کوچیک دارم، یه شهر خیلی قشنگ؟! از اعمال حق مالکیتش بدین شکل ناراضی میشود و به خود شک میکند. حالا که نصف داراییام را در این شهر خرج کردهام آیا در حال لذت بردن هم هستم؟! این تفکر او را وادار میکند که شش هزار سگ را با تیر بزند و گفت وگوی صاحب یکی از سگها با خدای شهر با زیباترین و کوتاهترین جملات از نقش خدایان قدرت و ثروت روایتی دیگر میآفریند. اما وقتی دستش از زنی که عاشقش شده بود کوتاه میماند در ظاهر به شکلی ساده و کلیشهای اما با جملاتی دیگر و تازه به این نتیجه میرسد که نمیشود نقش خدا را بازی کرد "... خیلی آدمهای دیگر این را از قبل میدانستند. ولی من هرگز یک لحظه هم شک نکردهام که خیلی آدمهای دیگر باهوشتر از مناند، و مسایل را سریعتر درک میکنند، و عنایت الهی و ملاکهای آماری به نفع آنهاست. احتمالا خطای من از آنجا شروع شد که زیادی خلاقیت به خرج دادم با اینکه واقعا در مقابلش جبهه میگرفتم. خیلی کم خلاقیت به خرج میدادم، انصافا خوددار بودم. خدا، هر روز، با یک خانوادهی کوچک، هر خانوادهای به نسبت کارهای خیلی بدتری میکند از آنچه من با کل آن شهر کوچک کردم ولی او بهتر از من خلاقیت به خرج میدهد. نمونهاش اینکه من هنوز در حسرت زن سامهانگ هستم ..." بارتلمی در داستان کوتاه و زیبای دیگری در این مجموعه و در داستان در آغوش گرفتنی استثنایی آقا بادکنک و خانم سوزنی را ترسیم میکند و تمام دغدغهها و کلمات بشر امروز از قبیل خستگی، خدا میدونه من سعیام را کردم، ای کاش و ... و اینکه اگر سوزنی به هر کدام از این بادکنکها فرو شود و ...؟! هرچند نام هیچکدام از بیست داستان مجموعه داستان فوق، آماتورها نیست اما چاپ اول این کتاب با این نام و با قیمت 1800 تومان در کتاب فروشیها در انتظار علاقهمندان به داستانهای کوتاه پست مدرن است دستهای که بیشتر دوست دارند روایتهایی بسیار متفاوتتر از هر مقولهای را تجربه کنند. بارتلمی، در تمام داستانهای خود به عمیقترین شکل ممکن تجربهی تلخ و شیرین رفتار انسانهای امروز را برای خواننده ممکن میسازد. رفتارها و واکنشهایی که گاه آنقدر تکرار شدهاند که با چشمان ظاهری و غیرمسلح به نگاهی ژرف، دیده نمیشود اما دونالد بارتلمی آنان را با وضوح کامل دیده و روایتش کرده است. |
|