اتاق سفید
  
 وب نوشت های فاطمه صابری
 
آذر 1386
ش ی د س چ پ ج
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
 
آرشیو
موضوع بندی

Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
سه شنبه 6 شهریور ماه سال 1386
من گم شده ام

من گم شده ام، دقیقا در میدان مرکزی  یک ابرشهر.

با وجود آنکه فلش های خیابانهایی که می شناسم را می بینم اما قادر نیستم به سمتشان حرکت کنم .

من گم شده ام، دقیقا در زیر ساعت میدان مرکزی یک ابر شهر .

من هزار بار تاکنون آن میدان را «دور زده ام» اما هنوز مسیرم را نیافته ام .نه قادرم به سمت شمال این میدان  حرکت کنم نه جنوب.با وجود آنکه شرق و غرب را از هم تشخیص می دهم و حتا می دانم که انتهای خیابانهایشان به کجا ختم می شود.

اما چه فایده ؟

من می دانم کجا گم شده ام و این یقینا درد بزرگیست، هیچ نمی خواهد کسی مرا از خواب دگماتیسم بیدار کند چون خودم را با چشمان باز گم کرده ام !

خیلی ها مثل من در این میدان گم شده بودند اما پس از مدتی در ابتدای یکی از خیابانهای این میدان «سوار» شدند و رفتند.

در همین میدان محافظه کارانی را دیدم که انقلابی شدند،  لیبرالهایی که سوسیالیست  شدند و جنگ طلبانی که صلح طلب شدند و ملحدانی که خدا پرست ! و بسیار دیدم ظاهرا خدا پرستان را و دموکراسی پسندان دیکتاتورمآب را.

آنان افسون چه چیز یا چه کسی شدند؟ می دانم من هم مثل بقیه جهان را آنگونه ای تفسیر می کنم که با چشمان خود می بینم . یعنی نباید به چشمان خود هنگام تصمیم گیری  اعتماد کرد؟ راه دیگر هم این است که دروغ هایی را باور کنم که دیر زمانیست حقیقت خوانده می شود.

من علاوه بر اینکه گم شده ام بیمار هم هستم ؟

اعتراف چه چیزی را تغییر می دهد؟

عجز در فهم معادلات زندگی، روابط انسانی و غیر انسانی، دوستی، دشمنی به تمدید حضور در آن میدان معروف می انجامد؟

کاش این سر گشتگی با نابودی شخص پایان گیرد...کاش تنهایی، غربت، ریا کاری و ترس فرد را به ابتدای یکی از خیابان ها هل ندهد چون با این ترتیب، کو تاه زمانی بعد به خانه ی  اول بر می گردد.


 
جمعه 2 شهریور ماه سال 1386
ورود بانوان همچنان ممنوع

 

هفتمین دوره ی لیگ برتر فوتبال ایران آغاز شد . خوشبختانه پرسپولیس برخلاف سالهای گذشته لیگ را با برد آغاز کرد.

برای من و بسیاری از دختران فوتبالدوست اما شروع این بازی ها با غمی دایمی همراه است . هر سال لیگ را به این امید دنبال می کنیم که :نه سال دیگه زمینه ی ورود بانوان به ورزشگاه فراهم می شود.

این طلسم دست ساز گویا قصد باطل شدن ندارد . طبیعتا هیچ طلسمی به خودی خود باطل نمی شود مگر آنکه به یک دعا نویس ماهر مراجعه شود!! 

مراجعه به این دعانویس هم نه در اختیار خانمها است و نه اصلا اجازه ی این کار به آنان داده می شود! 

ظاهر ماجرا نشان می دهد که دولتمردان باید در مورد این حق طبیعی خانمها تصمیم بگیرند .

می گویند سید محمد خاتمی در این ارتباط تلاش زیادی انجام داد اما خب! مثل خیلی از برنامه ها، لوایح و...توفیقی به دست نیاورد و فقط ۸سال جمعی ازبانوان علاقه مند به فوتبال را چشم انتظار یک تصمیم باقی گذاشت تا محمود احمدی نژاد اصولگرا از حضور قریب الوقوع خانمها به ورزشگاه خبر دهد.

با گذشت چند روز از اعلام این تصمیم در سال گذشته  که با واکنش مذهبییون و برخی علمای قم همراه بود نه تنها احمدی نژاد را وادار به پس گرفتن تصمیم اتخاذ شده کردبلکه سخنگوی دولتش به دفعات تاکید کرد:دولت نهم به علما در مورد رعایت موازین شرعی اطمینان می دهد.

 ۲خرداد و۳تیر هیچکدام راه ورود زنان به ورزشگاه را هموار نکرد و حسرت دیدن یک بازی فوتبال در ورزشگاه همچنان بر دل خانمها باقی مانده است.

همه از چرایی عدم صدور  مجوز ورود زنان به ورزشگاه مطلعند:جو ورزشگاها نا مساعد است ، امکان رعایت موازین شرعی وجود ندارد و ...

ما اما دلمان می خواهد که از حق طبیعی خود همچنان محروم نمانیم .آقایان!!!! به همین راحتی در مورد ما تصمیم نگیرند و حداقل این اجازه را  بدهند که ما هم نظر خود را اعلام کنیم .

اگر فحش دادن بد است برای همه بد است چرا فقط خانمها نباید بشنوند ویا بگویند؟!


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 14006


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها